لینکستان
در اینجا لینک مطالب علمی (یا غیر علمی و جالب) قرار خواهد گرفت:
اولین پایگاه جامع اطلاع رسانی شیمی دانش اموزی ایران
Virtual Physics Laboratory
Steganography ، هنر مخفی کردن یک متن در متن دیگر
سوالات المپیاد ریاضی جهانی
استیفن هاوکینگ اینشتین دوم و کاوشگر سیاهچاله ها – مردی که فقط با مغزش زندگی می کند
یک وب سایت عالی و پر از اطلاعات در مورد نور و میکروسکوپ(عالی)
یک سایت بسیار جالب در مورد تاریخ
عکسهای نانو متری (بسیار جالب)
نمایش موقعیت کنونی سیارات منظومه شمسی
مغز شگفت انگیز شما (از عصر جدید)
تاریخچه زمانی فیزیک (از عصر جدید)
فهرست همه ادیان به ترتیب زمان پیدایش (از farstec)
جدول تناوبی ریاضیدانان
چه چیزی در مورد این عدد مخصوص است!؟
زمانی برای پروازسنگها
فیزیک - مکانیک (وبلاگ)
وزن شما در سیاره های دیگر چقدر است؟! (از دنیای یک ایرانی)
یک منبع بسیار عالی از سوال های کوتاه
گیاهان دارویی مفید در سرماخوردگی
ماکس پلانک , پدر فیزیک کوانتونی
اثرات برق گرفتگی بر بدن انسان
با رفتن به این صفحه میتوانید acount خود را در یاهو حذف کنید!
80 روزی که تاریخ جهان را تغییر داد!
راهنمای تصویری ساخت وبلاگ در پرشین بلاگ
مقالات کوتاه در مورد مواد مخدر
وقتی 12 = 13 میشود (از لینکدونی)
مربع گمشده کجاست؟ - (ریاضی)
وقتی 64 = 65 میشود (از لینکدونی)
لیست سایت های علمی از science
تبدیل واحدهای مهم (خاطره)
جرم گمشده عالم (نجوم - آلاچیق)
ببینید قدرت این آقا چقدر زیاده از لینکدونی (جالب)
شرح حال زندگی ریاضیدانان بزرگ از عصر جدید
|
* مطالب جدید * |
نکته های جالب
تاريخچه بيماری ايدز:
در سال 1981 هشت مورد و خيم از ابتلا به بيماري " كاپوسي ساركوما"، يكي از انواع خوش خيم تر سرطان كه معمولا در ميان افراد سالمند شايع است، در ميان مردان هم جنس گراي نيويورك گزارش شد.تقريباً همزمان با اين موارد، شمار مبتلايان به يك عفونت ريوي نادر در كاليفرنيا و نيويورك بالا رفت.با اين كه در آن زمان عامل شيوع ناگهاني اين دو بيماري مشخص نشده بود، اما معمولا از اين دو واقعه پزشكي به عنوان آغاز ايدز ياد مي كنند.در طي يك سال اين بيماري بدون نام، گسترش زيادي داشت تا سرانجام در 1982 آن را ايدز(Syndrome Deficiency Immune (Aquired ناميدند.به مرور شمار بيشتري متوجه اين بيماري جديد شدند، چون گروه هاي گسترده تري از مردم، و نه فقط همجنس گرايان، را مبتلا مي كرد.بيماران هموفيل و معتادان تزريقي با علائمي مشابه ايدز به پزشك مراجعه مي كردند.همزمان با ظهور ايدز درآمريكا، درآن سوي اقيانوس آتلانتيك پزشكان در فقيرترين قاره جهان آفريقا، متوجه شيوع يك پديده جديد بهداشتي شدند.اين بيماري كه در زبان محلي" اسليم"(SLIM) – مرگ در اثرتحليل تدريجي بدن – نام گرفته بود، در آفريقا به معضلي عميق تبديل مي شد.در وهله اول پزشكان دليلي نمي ديدند كه ايدز، بيماري شايع درميان همجنس گرايان آمريكاي ثروتمند، را با اسليم مرتبط بدانند.اما تحقيقات بعدي و شيوع علائمي مشابه درميان زنان و دگر جنس گراها نشان داد كه هر دوي اين بيماري ها يكي بوده وهمان ايدز است.درهياهويي از جنجال ها و ابهامات گسترده درباره اين بيماري كشنده جديد، تلاش ها براي تشخيص علت بروز ايدز و نحوه انتقال آن، با شتابي بي سابقه آغاز شد.در سال 1984 يك گروه محقق آمريكايي به رياست" رابرت گالو" اعلام كرد كه آنها عامل بيماري ايدز را كشف كرده اند، يعني همان ويروسي كه ما آن را حالا اچ آي وي مي خوانيم.البته اين ادعا با اعتراض " لوك موننتير" و گروه محققان فرانسوي او، كه ماه ها قبل اين ويروس را شناسايي كرده بودند، روبرو شد.در بحبوحه اين جنجال ها محققان براي پيدا كردن درمان ايدز بسيج شدند: جستجويي كه هنوز هم ادامه دارد.آزمايش هاي خون نشان داد كه ويروس اچ آي وي سراسر جهان را در پنجه مهلك خود گرفته و در مدت زماني كم به تمام قاره ها گسترش يافته است.تلاش ها براي درك اين ويروس به موضوعي بسيار اضطراري تبديل شد. اين كه از كجا آمده و چرا در قرن بيستم هم زمان در دو نقطه مختلف يعني آفريقا و آمريكا ظهور كرده بود؟
منشا اچ ای وی
طبق شواهد روشن و قانع كننده اي كه وجود دارد، شكي نيست كه ايدز از ويروس اچ آي وي ناشي مي شود. اما درحال حاضر تاكيد بر اين موضوع است كه درك سر منشا ويروس اچ آي وي براي كشف واكسن و درمان هاي موثرتر امري حياتي است.براساس آخرين تحقيقات در زمينه مختصات ژنتيكي اچ آي وي، عامل انتقال ايدز، مشخص شده اين ويروس از تركيب دو ويروس مختلف در ميمون شامپانزه به وجود آمده است.اين ويروس ها از نوع ويروس" اس آي وي"( Virus Simian Immunodeficiency ) هستند كه در ميمون ايجاد بيماري مي كند.اين تحقيقات نظريه اي رايج را كه مي گويد ايدز در طي يك قرن گذشته در جنگلهاي غرب آفريقا ظهور كرده است، تاييد مي كند.درسال 1999 نشريه" نيچر" در شماره ماه فوريه خود يك نظريه عملي را به چاپ رساند كه مورد حمايت گسترده كارشناسان اين رشته قرار گرفت.براساس اين نظريه ويروس عامل ايدز ابتدا از طريق يكي از زير گونه هاي شامپانزه در آفريقا به انسان سرايت كرده است.به اعتقاد دانشمندان انسان اولين بار در نيمه نخست قرن گذشته در نتيجه شكار و تغذيه گوشت شامپانزه، سنتي كه هنوز در آفريقا ادامه دارد، به اين ويروس آلوده شد.اس آي وي در گذشته اي نه چندان دور وارد بدن انسان شد و پس از جهش ژنتيكي به اچ آي وي تبديل شد.به احتمال قريب به يقين ناحيه گينه بيسائو درغرب آفريقا مكاني است كه اين نقل و انتقال درآن صورت گرفته است.بسياري از دانشمندان بر اين باورند كه انتقال ويروس بيش از يك بار روي داده است، چون نمونه هاي گوناگوني از اين ويروس، درانسان باعث بروز ايدز مي شود.اما تعيين زمان دقيق انتقال از حيوان به انسان مشكل آفرين تر است.نكته قابل توجهي كه در تحقيقات مشخص شد اين بود كه در قرن نوزدهم هيچ يك از ميليون ها آفريقايي كه به زور به بردگي كشيده و به كشورهاي خارجي منتقل شدند، به اين ويروس آلوده نبودند.بنابراين ايدز بايد پس ازسال 1860 بروز كرده باشد. ويروس اچ آي وي اولين بار در سال 1959 درنمونه پلاسماي خون يك مرد اهل كنگو رديابي شد.ويروس اچ آي وي، اولين بار در سال 1959 در نمونه خون يك مرد از كشور كنگو رديابي شد.هر چند نخستين نمونه از ايدز در آمريكا، در سال1981 گزارش شد، اما براساس شواهد اولين قرباني ايدز دراين كشور به سال 1969 باز مي گردد.درآن سال يك جوان سياه پوست در شهر " سنت لوئيز" آمريكا دراثر ابتلا به ايدز درگذشت.تحقيقات درمورد سرعت واگرايي ژنتيكي ميان دو خانواده اصلي ايدز، اچ آي وي – 1 و اچ آي وي – 2، نشان مي دهد كه انتقال ويروس به انسان در حدود سال 1940 ( با ضريب خطاي حدود 20) سال روي داده است.مطالعه ژنتيكي بر روي ويروس اس آي وي، كه به درك بهتر انتقال آن از گونه ميمون ها به انسان كمك كرد، توسط گروهي از دانشمند بين المللي انجام گرفت و درنشريه علمي "Science چاپ شد.اين گروه مدعي است كه دو ويروس مختلف از دو نوع ميمون در شامپانزه تركيب شده و ويروس اس آي وي را به وجود آورده است.تنظيم كنندگان اين مقاله علمي مي گويند رشته اي از آلودگي و عفونتهاي پي در پي در ميمون " مانگابي دماغ قرمز" و گونه اي بزرگ تر به نام Spot – Nose منجر به خانواده اي از ويروس ها موسوم به " اس آي وي سي پي زي" (SIVcpz ) شده است.نكته مهم اين كه هر دو اين گونه ها خوراك شامپانزه بوده و زيستگاه آنها در غرب آفريقاي مركزي قرار دارد.اليزاب بيلز از دانشگاه ناتينگام، بريتانيا، و همكارانش مي گويند كشف اين موضوع كه ويروس اس آي وي در شامپانزه داراي منشائي دوگانه است، پيامدهاي مهم علمي را به دنبال دارد.
- لکه کور چشم نقطه ای است روی شبکيه که محل خروج رشته های عصبی چشم از آن است و در اين محل کوچک هيچ گونه سلول بينايی وجود ندارد (چه مخروطی و چه استوانه ای) لذا وقتی تصوير روی اين محل بيفتد ديده نخواهد شد. سازوکار مغز طوری است که اين محل خالی را با استفاده از تصوير ساير نقاط حدس ميزند و ما معمولا متوجه اين نقطه تاريک نمی شويم ولی اگر دقيقا يک تصور کوچک در اين محل بيفتد ما واقعا آنرا نخواهيم ديد.
- ايا ميدانستيد علاوه بر جامد مايع و گاز و پلاسما حالت پنجم ماده چگالش بوز انيشتين است كه به اثرات كوانتومي اين دسته مواد مربوط است. در اين حالت ماده فاقد چسبندگي، كشش سطحي است و ميخواهد خود را در حداكثر سطح بگستراند و از ديواره هاي ظرف خود بالا ميرود. ظاهري شبيه مايع دارد و لي كاملا مثل كاز ايده ال عمل ميكند و اگر آنرا به حركت در آوريم تا ابد به حركت خود ادامه ميدهد. هليم ۴ در دماهاي بسيار پايين نمونه اي از آن است. حالت ششم ماده هم اخيرا كشف شده است.
- جالب است بدانيد كه انرژي حاصل از تبديل يك گرم از هر ماده به انرژي برابر با انرژي پتانسيل موجود درسد آبي به ارتفاع 100 متر كه در پشت آن نود ميليون متر مكعب آب جمع شده باشد.
- علت جرقه زني در سنگ چخماخ چيست؟
سنگ چخماخ با نام flint معروف مي باشد، تيره رنگ مي باشد و در شاخه کوارتزها قرار مي گيرد Flint نوع کوارتز آلفا مي باشد که تا دماي 573 درجه سانتيگراد پايداري دارد و به صورت گرهکهايي در گچ و سنگ آهک يافت مي شود .از سنگهاي حاوي سيليس SiO2 كه عموماً منشاء رسوبي دارند مي باشد. اين سنگها يك پارچه بوده كه به علت نقص ساختماني در برخورد با يكديگر جرقه زده و O-3 آزاد مي نمايد اين سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف ميباشد .
- چرا لايه ازن در نواحي قطبي كه آلايندها كمتر است سوراخ شده است ولي در مناطق ديگري كه عملياتهاي صنعتي و آلايندهها وجود دارد سوراخ نشده است ؟
مهمترين عامل وجود ابرهاي استراتوسفري در نواحي قطبي است به دليل سردتر بودن قطب جنوب اين ابرها در آنجا پايدارترند تابش پرتوهاي فرا بنفش خورشيد در آغاز بهار باعث آزاد شدن راديکال هاي کلر در مجاورت بلورهاي يخ موجود در اين ابرها مي گردد .
- اطلاعات جالبی در مورد جيوه:
بيشترين معادن جيوه دنيا در اسپانيا و ايتالياست و مهمترين سنگ معدن آن سينابار يا سولفور جيوه است با گوگرد و هالوژنها تركيب مي شود اما با اسيدها به جز اسيدنيتريك بي اثر است جيوه و تركيبات آن توسط پوست و بلعيدن و تنفس جذب بدن مي شود ماكسيمم مقدار مجاز بخار جيوه در هواي محيط كار 1.0 ميلي گرم در متر مكعب و ماكسيمم مقدار جيوه مجاز موجود در ادرار 3.0 ميلي گرم در ليتر است كليه ها نقش مهمي در دفع جيوه از راه ادراري دارند ضمن اينكه بيشترين تجمع جيوه در اعضاي بدن نيز در كليه هاست .
- كامپوزيتها يا چندسازههای:
از اولين كامپوزيتها يا همان چندسازههاي ساخت بشر ميتوان به كاه گل اشاره كرد. قايقهايي كه سرخپوستها با قير و بامبو ميساختند و تنورهايي كه از گل، پودر شيشه و پشم بز ساخته ميشدمد و در نواحي مختلف كشورمان يافت شده است، از كامپوزيتهاي نخستين هستند.
بسياري از نيازهاي صنعتي صنايعي مانند صنايع فضايي، راكتورسازي، الكترونيكي و غيره نميتواند با استفاده از مواد معمولي شناخته شده، برآورده شود. اما قسمتي از آن نيازها، ميتواند با استفاده از چند ساهها يا كامپوزيتها برآورده گردد. چندسازهها به موادي گفته ميشود كه از مخلوطي از دو يا چند عنصر ساخته شده باشند. درحاليكه در چندسازهها، نه فقط خواص هر يك از اجزاء آن برجا باقي ميماند، بلكه درنتيجه پيوستن آنها با يكديگر، خواص جديدتر و بهتر هم بدست ميآيد. مواد مختلط هميشه ناهمگن ميباشد.
بررسيها و تحقيقات براي دست يافتن به مواد جديدتر با خواص مكانيكي بهتر، همواره انجام ميگرفته و هنوز هم همگام با پيشرفت صنايع دنبال ميگردد. در اين بررسيها، اغلب اين هدف دنبال ميشود كه به موادي با نسبت مناسب از استحكام كششي به چگالي، استحكام حرارتي بالا و خواص ويژه سطح خارجي دست يابند.
انواع چندسازهها را ميتوان به گروههاي زير طبقهبندي نمود:
1- كامپوزيتهاي پايه پليمري: اين مواد اهميت صنعتي فراواني دارد و هنوز هم تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد. مواد مصنوعي تقويت شده با الياف شيشه (فايبرگلاسها) يكي از اين مواد ميباشد كه تاكنون كاربرد صنعتي وسيعي پيدا كرده است.
2- كامپوزيتهاي پايه فلزي
3- كامپوزيتهاي پايه سراميكي :
كامپوزيتهاي پايه پليمري بيش از 90% كاربرد كامپوزيتها را به خود اختصاص دادهاند و از بقيه مهمتر هستند. سابقه استفاده از كامپوزيتهاي پيشرفته، به دهه 1940 بازميگردد. در آن زمان ارتشهاي آمريكا و شوروي سابق در رقابتي تنگاتنگ با يكديگر، موفق به ساخت كامپوزيت پايه پليمري الياف بور/ رزين اپوكسي براي استفاده در صنعت هوا فضا شدند. 20 تا 30 سال پس از آن، كامپوزيتهاي پايه پليمري به طور گستردهاي به سوي صنايع شهري از جمله ساختمان و حمل و نقل روي آوردند. به طور مثال امروزه خودروهايي ساخته ميشود كه تماماْْ كامپوزيتي هستند. استفاده از كامپوزيت ها در اين كاربرد به علت ويژگيهايي چون وزن كمتر، درنتيجه سوخت كمتر و عمر طولانيتر آنهاست.
با توجه به پايداري بسيار زياد كامپوزيت هاي پايه پليمري و مقاومت بسيار خوب آنها در محيطهاي خورنده، اين كامپوزيتها، كاربردهاي وسيعي در صنايع دريايي پيدا كردهاند كه از آن جمله ميتوان به ساخت بدنه قايقها و كشتيها و تاسيسات فراساحلي اشاره داشت. استفاده از كامپوزيتها در اين صنعت، حدود 60% صرفهجويي اقتصادي داشته است كه علت اصلي آن مربوط به پايداري اين مواد است.
صنعت ساختمان پرمصرفترين صنعت براي مواد كامپوزيتي است.استخرهاي شنا، وان حمام، سينك ظرفشويي و دستشويي، كفپوش، نماپوش، سقفپوش، برجهاي خنككننده و … همگي كامپوزيتهاي پايه پليمري هستند. سبكي، سهولت شكلدهي، مقاوت در برابر خوردگي و قابليت آببندي، از ويژگيهاي كامپوزيتهايي است كه در صنعت ساختمان به كار ميرود.
فايبرگلاس يا الياف شيشه كه پركاربردترين كامپوزيتها هستند، فيبرها يا الياف ساخت بشر است كه در آن ، مادهي تشكيل دهندهي فيبر، شيشه است. الياف شيشهها، موارد استفادههاي فراواني از جمله در: ساخت بدنهي خودروها و قايقهاي تندرو و مسابقهاي، كلاه ايمني موتورسواران، عايقكاري ساختمانها و كورهها و يخچالها و … دارند.
ساختمان و اندازهي اين الياف شيشهها بسيار متغير است. كوچكترين آنها به وسيلهي چشم غير مسلح ديده نميشود و بسيار ريز هستند. اندازههاي كمي بزرگتر از آن ذراتي هستند كه در كارخانجات ساخت فرآوردههاي الياف شيشهها به كمك هوا نقل و انتقال يافته و سبب شوزش پوست و بيني و گلو ميشود.
الياف شيشه متداولترين الياف مصرفي كامپوزيتها در دنيا و ايران است كه متاسفانه در ايران ساخته نميشود. انواع الياف شيشه عبارتند از انواع E , C , S و كوارتز. تركيب الياف شيشه نوع E يا الكتريكي ، از جنس آلومينوبور و سيليكات كلسيم بوده و داراي مقاومت ويژه الكتريكي بالايي است. الياف شيشه نوع S ، تقريباْْ 40 درصد استحكام بيشتري نسبت به الياف شيشه نوع Eدارند.
الياف شيشه نوع C يا الياف شيشه شيميايي، داراي تركيب بور و سيليكات كربنات دو سود بوده و نسبت به دو مورد قبل پايداري شيميايي بيشتري به خصوص در محيطهاي اسيدي دارد.
الياف شيشه كوارتز، بيشتر در مواردي كه خاصيت ديالكتريك پايين نياز باشد، مانند پوشش آنتنها و يا رادارهاي هواپيما استفاده ميشوند.
- انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند!
- خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از زمينه!
- يک گالن روغن سوخته، میتواند تقريبا يک ميليون گالن آب تميز را آلوده کند!
- ناخنهای انگشتان دست، تقريبا چهار برابر ناخنهای پا رشد میکنند!
- حرف E بيشتر از تمام حروف انگليسی، در كلمات بكار میرود در حاليكه حرف Q كمترين كاربرد را دارد!
- خوردن يك عدد سيب اول صبح، بيشتر از يك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی میشود!
- دلفينها هم مانند گرگها هنگام خواب يك چشمشان را باز میگذارند!
- سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
- ۸ دقيقه و ۱۷ ثانيه طول میكشد تا نور خورشيد به زمين برسد!
- جويدن آدامس هنگام خوردن پياز، مانع از اشكريزی شما میشود!
- در تايوان بشقابهای گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم میخورند!
- يكچهارم استخوانهای بدن، در پای او قرار دارد!
- اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربهفرد است!
- آيا ميدانستيد درخشندگي کرم شب تاب از چيست
نور كرم شب تاب كاملا شبيه نورهاي ديگر است ، ولي اصلا گرما ندارد
به اين گونه نورافشاني ، « نورافشاني سرد » گفته مي شود
اين نور بر اثر ماده اي به نام « لوسي فرين » ايجاد مي شود كه در بدن كرم شب تاب وجود دارد
وقتي اين ماده با اكسيژن تركيب مي شود ، مي درخشد.
- آيا ميدانستيد که مغز انسان فقط دو درصد از وزن بدن را تشكيل ميدهد ولي بيست و پنج درصد از اكسيژن دريافتي بدن را به تنهايي مصرف ميكند
- آيا ميدانستيد که زکريای رازی بغير از الکل کاشف گوگرد هم هست
- آيا ميدانستيد که با نگاه کردن به گوش جانوران ميتوانيم پي به تخمگذار بودن و يا بچه زا بودن آنها ببريم، بدين صورت که تخمگذاران گوششان ناپيدا و بچه زايان گوششان نمايان است
تنها در اين مورد يک استثنا وجود دارد و آن نوعي افعي بچه زا است که گوشش دقيق پيدا نيست
رياضی
سوال:100 جعبه قند داريم كه در هر كدام 100 حبه قند موجود است و وزن هر حبه قند a گرم است.اگر يكي از جعبه هاي قند شامل حبه هايي به وزن a-1 گرم باشد چگونه مي توان با يكبار وزن كردن،جعبه شامل حبه هاي داراي وزن كمتر را يافت؟
جواب:جعبه ها را به ترتيب چيده و از 1 تا 100 شماره گذاري مي كنيم،سپس از هر جعبه به تعداد شماره جعبه حبه هايي بر مي داريم(مثلا از جعبه شماره 1 يك حبه،از جعبه 2 دو حبه و ...و از جعبه 100 صد حبه)بعد از آن كل حبه هاي انتخاب شده را وزن مي كنيم و وزن آنرا m گرم فرض مي كنيم.اگر mرا از 5050a كم كنيم شماره جعبه شامل حبه هاي سبكتر به دست مي آيد.
- پارادوکس
(1^n=1 and 1^1=1) = > 1^n=1^1 = > n=1
Example: (1^1=1 and 1^0= 1) => 1^1= 1^0 = > 0=1
طراحي چراغ راهنمايی -
نظريه گراف از شاخه هاي پر کاربرد و جالب رياضي است.تو اين پست و پستهاي بعدي(در اين موضوع)در مورد يکي از کاربردهاي اين شاخه از رياضيات در طراحي چراغهاي راهنمايي و رانندگي براي به حداقل رساندن زمان انتظار مي نويسم.
يک سه راهي رو در نظر بگيريد که شامل يک خيابان افقي است که خياباني از پايين با اون تقاطع پيدا مي کنه در نظر بگيريد.فرض کنيد: 1-خودروي a از سمت راست تقاطع قصد حرکت به سمت چپ رو داره و خودروي b در کنار خودروي a قصد داره به پايين بپيچه.
2-خودروي c از خيابان پاييني قصد پيچيدن به سمت راست تقاطع و خودروي d در کنار خودروي c قصد پيچيدن به سمت چپ تقاطع رو دارن.
3-خودروي e از سمت چپ تقاطع قصد پيچيدن به پايين و خودروي f در کنار خودروي e قصد حرکت مستقيم رو داره.
مسلما بعضي از مسيرهاي تردد خودروها در اين تقاطع سازگار هستند مثلا حرکت a و f و همچنين b و e تداخلي در هم ايجاد نمي کنن و دو به دو سازگار هستند ولي حرکت f با حرکت b و c و d تداخل داره و همينطور در مورد ساير خودروها.هدف ما اينه که با استفاده از برخي مفاهيم در نظريه گراف ميزان انتظار خودروها در پشت چراغ قرمز رو بهينه کرده و به حداقل برسونيم.براي اين منظور گرافي رو در نظر مي گيريم که رئوس اون نشان دهنده خودروها باشن و بين هر دو راسي که خودروهاي متناظر اونها داراي حرکت سازگار هستند يالي مرتبط مي کنيم.در غير اين صورت يالي رو منظور نخواهيم کرد.
قصد ما اينه که با استفاده از چراغ راهنمايي عبور و مرور اين تقاطع رو کنترل کنيم و فرض ما بر اينه که چراغ در یک دوره 60 ثانیه اي عمل کنه(از زماني که چراغ سبز مي شه تا چراغ سبز بعدي 60 ثانيه طول بکشه)
ساده ترين راه حل اينه که براي هر مسير از اين 6 مسير 10 ثانيه چراغ سبز بمونه يعني:
0-10:تقاطع براي a باز
10-20:تقاطع براي b باز
20-30:تقاطع براي c باز
30-40:تقاطع براي d باز
40-50:تقاطع براي e باز
50-60:تقاطع براي f باز
اين حالت حالتي بسيار غلطه چرا که مجموع زمان تلف شده براي هر دوره چراغ 5 ضربدر 60 يعني 300 ثانيه است.
حال اگر زمان بندي رو به صورتهاي زير انجام بديم در هر دو حالت کل زمان تلف شده برابر 180 ثانيه خواهد شد:
حالت اوّل:
0-15:تقاطع براي a و b و cباز
15-30:تقاطع براي a و e و f باز
30-45:تقاطع براي a و c و e باز
45-60:تقاطع براي c و d و e باز
حالت دوم:
0-20:تقاطع براي a و b و c باز
20-40:تقاطع براي a و e و f باز
40-60:تقاطع براي c و dو e باز
در ادامه در مورد روشي که باعث بهينه شدن اين زمان بندي به صورتهاي بالا شد توضيح خواهم داد.
قبل از پرداختن به ادامه بحث لازمه که تعاريف زير ارائه بشه:
گراف کامل:گرافي است که بين هر دو راس آن راسي وجود دارد.در نتيجه تعداد يالهاي يک گراف کامل با N راس،دقيقا برابر با ترکيب 2 از N است.
زير گراف:گرافي که از حذف رئوس يا يالهاي گراف G حاصل مي شود،زير گراف گراف G مي نامند.به عبارت دقيق تر گراف H را زير گراف G گوييم اگر و تنها اگر هر راس گراف H يک راس گراف G و هر يال گراف H يک يال گراف G باشد و هر يال گراف H با همان نقاط پاياني در گراف G باشد.
اما الگوريتمي که باعث شد زمانبندي مطابق روشهايي که در قسمت دوم ذکر شدن بهينه بشه:
1-گراف سازگار مربوط به گراف رو همونطور که در قسمت اوّل توضيح داده شد رسم مي کنيم.
2-براي هر راس گراف بزرگترين زير گراف کاملي که شامل اون راس باشه مي يابيم.
3-دوره زماني مجاز براي چراغ رو بر تعداد زير گرافهاي کامل به دست آمده در گام 2 تقسيم مي کنيم و راسهاي مربوط به هر کدوم از زير گرافها رو در دوره زماني مربوط مجاز به حرکت اعلام مي کنيم.
مطابق الگوريتم بالا براي گراف مثال خودمون مي تونيم يکي از دو مجموعه زير گرافهاي کامل زير رو پيدا کنيم و مطابق اونها به نتايجي که در قسمت دوم ذکر شد برسيم:
abc,aef,ace,cde:60/4=15 يا abc,aef,cde:60/3=20
جا داره در پايان از زحمات استاد خوب نظريه گراف خودم تو دانشگاه جناب آقاي سعيد محمديان تشکر کنم.
- در يك شهرك همه مردها هميشه دروغ و زنها هميشه راستشو ميگن.
قيافه, شكل ظاهر, لباس پوشيدن و...لحن صداي ... مردها و زنها عين هم است.
يك نفر وارد اين شهرك ميشه و ميره به يه بار. سه نفر مشتري نشسته و يك نفر پشت بار كار ميكند. به اين شخص غريبه معلوم است كه دو نفر از آدمهاي محلي (در بار) زن و دو نفر ديگرشون مردند.
معما اينست كه با دو سوال (كه جواب بله يا نه داشته باشه)بفهمه كدامها مرد و كدام ها زن هستند.
================================================
علاوه بر ( جواب بله يا نه ) ميشه سوالي كرد كه جوابش جور ديگه هم باشه. مثلا يك سوال نمونه : "چندتا مرد ميان شما هست؟"
و يا هر سوال ديگه از اين قبيل.
جواب:
اين چهار نفر را A, B, C, D نامگزاري ميكنيم.
نفر A, را كنار ميگزاريم و ديگران را بررسي ميكنيم.
از B پرسش زير را ميكنيم:
" اگر از C بپرسم كه ايا D مرد است چه جواب خواهد داد؟ آري؟ يا ته؟
۱- اگر جوابي كه C ميدهد <نه> بود دونفر ار آن سه (B, C, D ) مرد و يكيشان زن است. پس دراينصورت A بايد <زن> باشد. (تحليل با شما)
۲- اگر جوابي كه C ميدهد <آري> بود دونفر ار آن سه (B, C, D ) زن و يكيشان مرد است. پس دراينصورت A بايد <مرد> باشد. (تحليل با شما)
اگر حالت اولي بود از A (كه زن و راستگوست) ميپرسيم.:
كدام يك ار اين سه نفر (B C D ) زن است.
او زن دوم در گروه را شناسايي خواهد كرد. پس آندوي ديگر مرد هستند.
اگر حالت دومي بود از A (كه مرد و دروغگوست) ميپرسيم:.
كدام يك ار اين سه نفر (B C D ) زن است.
چون او خلاف حقيقت را ميگويد پس او مردي را كه در ميان گره سه نفري است شناسايي خواهد كرد. پس آندوي ديگر زن هستند.
متفرقه
مبادي تاريخ مردم جهان
منظور از مبادی تاریخ،زمان وقوع حادثه ای است که ملتی آن را برای خود مبدا قرار داده و زمان را با آن می سنجند.مهمترین مبادی تاریخ مردم جهان عبارتند از:
1- سال خورشيدی
برابر است با 365 روز و 6 ساعت که زمان گردش کره زمین به دور خورشید است،سال شمسی مخصوص کلدانیان(از تمدنهای قدیمی) بوده که بعد از ازبین رفتن کلدانیان ،ایرانیان آنرا معمول کردند.
2- سال قمری
که آنرا هلالی هم می گویند یعنی مدتی که قمر از هلال یک دور خود را در مدت 29 روز و 12 ساعت و 43 دقیقه می پیماید.یک سال قمری 354 روز است.
3- سال مسيجی يا ميلادی
مبدا آن تاریخ تولد حضرت مسیح است.ولادت مسیح سه شنبه 25 کانون اول برابر با سال 311 تاریخ اسکندری واقع شده است.
شمسی به قمری
برای تبدیل سال شمسی به قمری آن را در 11 (اختلاف بین روزهای شمسی و قمری )ضرب کرده حاصل ضرب را به 354 (تعداد روزهای سال قمری )تقسیم می کنیم،عدد حاصل رل با سال شمسی جمع می کنیم،سال قمری بدست می آید.
مثال:1365 شمسی برابر است با:
15015=11*1365
42=354/15015
1407=42+1365
قمری به شمسی
و برای تبدیل سال قمری به شمسی آن را در عدد 11 ضرب کرده حاصل را به 365 (تعداد روزهای سال شمسی) تقسیم کنید،عدد حاصل را از سال قمری کم کنید،سال شمسی به دست می آید.
مثال:سال 1407 قمری برابر است با:
15477=11*1407
42=365/15477
1365=42-1407
شمسی به میلادی
عدد 621 را به سال شمسی بیفزایید سال میلادی به دست خواهد آمد و از کم کردن همین عدد از سال میلادی سای شمسی به دست خواهد آمد.
سال یزدگردی
این سال بعد از اسلام مرسوم شد،و مخصوص پارسیان بود و مبدا آن جلوس یزدگرد در روز سه شنبه 22 شهر ربیع الاول 11 قمری برابر با ماه (حزیران رومی)یعنی سال 993 رومی یا اسکندری برابر با 16 ژوئن 632 میلادی است که 365 روز حساب می شد.
سال رومی یا اسکندری
مبدا آن روز دو شنبه 321 قبل از میلاد که مصادف با ابتدای سلطنت سلوکوس نیکاتو-جانشین اسکندر است بهضی می گویند چون علمای اسکندریه واضع آن بودند،لذا به این نام مشهور شد.
سال جلالی
بنا به قول مشهور این را تاریخ ملک شاهی یا سلجوقی یا فارسی می گویند،و مبدا آن روز جمعه دهم ماه رمضان (471) ه قمری، مطابق با 15 آذر ماه 1295 رومی و سال 1078 میلادی می باشد.
این تاریخ در زمان ملک شاه سلجوقی مرسوم شد و جمعل از علما مانند:حکیم عمر خیام ،میمون بن نجیب واسطی-عبد الرحمن خازنی،دعوت شدند و با کوشش عمر خیام تدوین و به تقویم جلالی مرسوم گشت.
نام سالها
ترکان ابیغوری برای هر سال نام حیوانی را نهاده بودند که ایرانی ها نیز به تدریج از آنها استفاده کردند،این اسامی(البته فارسی آن )عبارتند از:
موش-گاو- پلنگ-خرگوش-نهنگ-مار-اسب-گوسفند-میمون-مرغ-سگ-خوک
می توانید برای راحتی شعر زیر را حفظ کنید:
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار
زین چارچو بگذری نهنگ آید و مار
آنگاه به اسب و گوسفند است حساب
همدونه(میمون)و مرغ و سگ و خوک آخر کار
*برای تشخیص آنکه هر سال با کدامیک از این سالها مطابقت دارد از سال خورشیدی عدد 6 را کم کنید،حاصل را بر 12 تقسیم کنید،عدد باقی مانده این تقسیم را که حتماً کمتر از 12 است را در نظر بگیرید،از شماره یک یعنی موش شروع به شمردن کنیدنام هر حیوانی که با عدد باقیمانده مطابقت کرد،سال همان حیوان است.
مثال:
سال 1371 شمسی مطابق با نام کدام حیوان است؟
1365=6-1371
113=12/1365
عدد باقی مانده 9 است که در شمارش حیوانات بالایی نهمین حیوان میمون است.
تقویم چگونه به وجود آمد؟
واحد سال بر اساس مدت زمان گردش زمین به دور مدار خورشید محاسبه می شود.روشهای متعددی برای محاسبه این دوره وجود دارد اما رایج ترین آنها سال استوایی می باشد که فاصله بین عبورهای متوالی خورشید از مسیر نقطه اعتدالین بهاری می باشد.بدین ترتیب یک سال خورشیدی شامل 365.242199 روز می باشد که برابر است با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه.
متاسفانه سال استوایی و ماه کلیسایی با هم سازگار نیستند.12 ماه قمری برابر است با 354.36706 روز که 11 روز از سال خورشیدی کمتر است.علاوه بر آن نه سال استوایی و نه ماه کلیسایی به وسیله طول روز قابل تقسیم نیستند.بنابر این جهت گرد آوری و تالیف هر تقویمی که در برگیرنده مراحل ماه و فصول باشد،قرار دادن روزها در فواصل مناسب ضروری است.این روزهای زیادی، به عنوان روز هایی که به زور درج شده اند معروفند.شناخته شده ترین این روزها ،روزی است که هر چهار سال یک بار به ماه فوریه افزوده می شود وآن سال به عنوان سال پرشی نامیده می شود.اصلاح تقویمها به دلایل زمان سنجی و تاریخی بسیار حیاتی می باشد.همچنین برای تنظیم زندگی شهری ،کشاورزی و وقایع مذهبی حائز اهمیت است
تقویم را می توان به عنوان سیستمی که زمان را در دوره های طولانی از قبیل روز،ماه و یا سال بطور مناسب تقسیم می کندو چنین تقسیماتی را با نظم معین سازماندهی می کند،تعریف کرد.واژه Calendra از لغت لاتین Calenda که اولین روز ماه رومی بوده و برای تعیین و معرفی جشنها ،روزهای بازار و دیگر وقایع استفاده می شد،بر گرفته شده است.
چندین واحد استاندارد وجود دارد که برای تمام سیستمهای تقویمی وجودشان ضروری است.روز،واحد اساسی محاسبه در هر تقویمی می باشد،روز قسمتی طبیعی از زمان است،چرا که زمانی را که لازم است تا زمین یک بار دور محور خودش بچرخد در بر می گیرد.
البته آغاز روز بعد آنطوریکه ما آن را معیار قرار داده ایم همواره نیم شب نبوده است.ستاره شناسان از قرن دوم پس از میلاد تا سال 1925، ظهر را معیار تغییر روز می دانستند که تقارن بود با زمانی که کوتاهترین سایه از جسمی بر روی زمین می افتاد.برخی از تمدنهای ابتدایی این معیار را سحر معین کرده بودند.بعدها یهودیان،بابلیان و یونانیان این زمان را به غروب تغییر دادند،هندوها و مصریها سحر را مبدا روز می دانستند اما باید از رومیان تشکر کنیم که نیمه شب را نقطه پایان امروز و نقطه آغاز فردا قرار دادند.
تمدنهای غربی مدت زمان روز را 24 ساعت قرار دادند.12 ساعت برای زمانی که روشنایی وجود دارد و 12 ساعت برای تاریکی که احتمالاً این کار رومیان بوده است.البته تمام تمدنها از جمله یونانیان،سومریان،مصریان و رومیان به نوبه خود از روش بابلیان برای تقسیم مدت زمان هر روز به 24 ساعت پیروی کردند.(تقریباً قرن 17 قبل از میلاد مسیح).
هفته نیز،تقسیمی ساخت دست بشر است.و چیزی مربوط به ستاره شناسی یا پدیده های طبیعی نمی باشد.هفت روز هفته که در سراسر جهان یکسان است ممکن است از مقدس بودن عدد هفت نزد عارفان و یا وجود هفت ستاره منتج شده باشد.اگر چه هفته ای با هفت روز در میان مارها رایج است اما تمدن های باستانی این گروه از روزهای متوالی را به ترتیبی دیگر نام گذاری می کردند.برخی از قبایل غرب آفریقا واحدی معادل با چهار روز داشتند،در آسیای مرکزی و آشور واحد معادل با پنج روز رایج بوده و مصریان هم ده روز را به عنوان یک واحد می دانستند.یک بار دیگر بابلیان با قرار دادن هفت روز در یک واحد هفته را به وجو آوردند.تقویم مدرن یهودیان این واحد هفت روزی را به خوبی به کار برده است.
از طرف دیگر بر اثر کامل شدن گردش ماه به دور زمین واحد ماه به وجود آمد که به نام ماه کلیسایی معروف است ودر حدود 29.53059 روز می باشد.اکثر فرهنگهای باستانی به دلایل بسیار واضحی تقویم خود را بر اساس ماه کلیسایی اصلاح کردند.یکی از آنها این است که گردش ماه به وسیله چشم غیر مسلح قابل ملاحظه است.
منبع: فراتر از علم
نکته های جالب
- ايا ميدانستيد که يک گروه 75 نفری ارکسترا قابليت اين رو دارند که قدرت لازم برای روشن کردن يک
لامپ معمولی رو بوجود بياورند(از نظر صدا).اين در حالی است 2 ميليون ادم بايد با صدای معمولی حرف بزنند تا بتونند يک لامپ 50 واتی رو روشن نگه دارند. (فرمول:قدرت مساوی است با شدت ضربدر محيط کره)
- آيا ميدانستيد زادگاه ميوه کيوی کشور چين ميباشد ، چيني ها سالانه فقط دويست تن کيوی از بوته های خودرو برداشت ميکنند
- آيا ميدانستيد که قد انسان تا ۲۰ الي ۲۵ و گاها" تا ۴۰ سالگی بلند ميشود و از چهل سالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش ميلی متر کوتاه ميشود
- آيا ميدانستيد ده کشور پهناور جهان بترتيب از اين قرار ميباشد : روسيه ، کانادا ، چين ، آمريکا ، برزيل ، استراليا ، هند ، آرژانتين ، قزاقستان ، سودان
- خوردن پنير باگردو چه مزيتي دارد؟
در پنبر ماده اي به نام تيرامين وجود دارد كه اگر در مغز جمع شود ، باعث كندي ذهن ميشود، البته اين ماده توسط يك نوع آنزيم موجود در بدن انسان ميتواند كاتابوليسم شود، ولي اين آنزيم تا حد مشخصي فعال مي باشد. براي فعاليت بيشتر اين آنزيم بايد ميزان مس را در بدن زياد كرد، و اين كار با خوردن گردو كه حاوي مقداري مس است ،انجام ميدهند. به همين دليل در متون ديني خوردن گردو به همراه پنير توصيه شده است.
- مطالب جالب فيزيک:
** برای بزرگتر شدن عکس بر روی ان کليک کنيد! **
- تئوری کوانتوم:
اولين گام به سوى تئورى كوانتوم در سال ۱۹۰۰ برداشته شد، در آن زمان ماكس پلانك (M.Plank) مقيم برلين كشف كرد تابش هاى ساطع شده از يك جسم كه تا دماى سرخ گرم شده است، فقط وقتى قابل تفسير است كه نور به صورت بسته هاى مجزايى كه كوانتا (Quanta) ناميده مى شود، جذب يا نشر شود. اينشتين در سال ۱۹۰۵ كه در اداره ثبت اختراعات مشغول به كار بود، مقاله اى تحول آفرين نگاشت و در آن نشان داد كه فرضيه كوانتوم پلانك مى تواند پديده فتوالكتريك را تشريح كند. در اين پديده بعضى فلزات هنگام برخورد نور، از خود الكترون نشر مى كنند. اين پديده اساس آشكارسازهاى جديد نور و دوربين هاى تلويزيونى است و به خاطر همين پژوهش است كه اينشتين جايزه نوبل فيزيك را از آن خود ساخت.
- نانولولهها خواص بسيار جالبي دارند. شايد باور نكنيد اما اين ساختارهاي كربني 100 برابر قويتر از فولادند! در عين حال، وزن آنها يك ششم وزن فولاد است. يعني نسبت استحكام به وزن در اين مواد 600 برابر بيشتر از فولاد است.اين مواد ميتوانند عايق، نيمه هادي و يا هادي باشند!
- نظريه هاى پزشكى تا دو قرن پيش بر نظرورزى هاى صرف مبتنى بود. استدلال پزشكان در آن روزگار بر مبناى طبايع چهارگانه طب بقراطى بود. در اين ديدگاه بدن انسانى از اخلاط چهارگانه يعنى «خون»، «بلغم»، «صفرا» (صفراى زرد) و «سودا» (صفراى سياه) تشكيل شده است. منشاء هريك از اين اخلاط از ارگان خاصى است، مثلاً خون از قلب، بلغم از مغز، صفرا از كبد و سودا از طحال. مادامى كه اين اخلاط چهارگانه در يك تعادل باشند شخص سالم است و اگر اين تعادل به هم بريزد بيمارى پديد مى آيد. نقش پزشكان اصلاح اين تعادل بود كه معمولاً توصيه هايى مانند استراحت و دستورات غذايى يا داروهاى گياهى را شامل مى شد و اگر اين اقدامات كارساز نبود آنگاه اقدام به «فصد» مى كردند.
- ايا ميدانستيد که اولين ماده ای که در هنگام فعاليت در بدن ميسوزد کربوهيدروتها هستند بعد چربی !برای همين برای کسانی که ميخواهند لاغر شوند نخوردن کربوهيدرتها (مثل نان و برنج و ... ) از نخوردن چربی ها مهمتر است!!
- تقويم ها
سال 467 در زمان سلطنت جلال الدين ملکشاه سلجوقي و وزارت خواجه نظام الملک ، چون خواستند ترتيب تقويم يعني محاسبه سال و ماه را بر طبق قوانين نجومي و دقيق معين کنند، گروهي از دانشمندان آگاه به علم نجوم را براي اين کار انتخاب کردند و آنها مامور بودند تا محاسبه را ترتيب دهند و اين محاسبه ، درست ترين و دقيق ترين محاسبه سال شماري و معروف به تقويم جلالي است و خيام يکي از اين دانشمندان و گويا سرپرست اين گروه بوده است.هر دستگاه تقسيم زمان به سال ، ماه ، هفته و روز و جدولي که شامل اين تقسيمات است ، به تقويم يا تاريخ موسوم است.همه اين دستگاه هاي قراردادي حساب زمان در نهايت به امور متناوب طبيعي و دوره هاي گردش طبيعي برمي گردد. در واقع بايد گفت که تاريخ تقويم از زماني شروع مي شود که انسان به حال ماندگاري به زراعت پرداخت ؛ در نتيجه متوجه شد که موسم بذرافشاني به فواصل منظم همه ساله بازمي گردد.سپس به شمردن ايام ميان 2 موسم متوالي بذرافشاني پرداخت.
راصدين نخستين ، وسيله اي براي محاسبه طول دقيق سال شمسي و قمري نداشتند، ولي عده اي از آنها، با شمردن تعداد ايام ميان 2 انقلاب متوالي يا 2 اعتدال متوالي و حساب متوسط ارقام حاصل در طي چندين سال ، طول سال شمسي را نزديک به 365 شبانه روز به دست آورده بودند.
اين گونه که مشهود است، سال شمسي نزديک به 11 شبانه روز از 12 ماه هلالي ، طولاني تر است.
اگر يک رصدکننده بدوي مي خواست تناظر ماهها را با فصول طبيعي تا حدي محفوظ نگه دارد، مجبور بود اختلافي را که از جمع شدن تفاوت 11 روز در هر سال حاصل مي شد و پس از 3 سال به بيش از يک ماه اضافه مي شد، تصحيح کند.راه ساده اين مساله ، کبس (kabs) يعني الحاق يک ماه قمري اضافي بود. در چنين دستگاهي ، بعضي سالها 12ماهه و بعضي 13 ماهه مي شدند.بسياري از اقوام بدوي کبس را از طريق مشاهده انجام مي دادند.
روز اول سال جلالي ، يعني روز ورود خورشيد به اعتدال بهاري با روز ورود خورشيد به نخستين درجه حمل انطباق يافت با اين قرارداد، سال جلالي به عکس سال مسيحي که در هر 10 هزار سال ، قريب 3 روز با سال شمسي اختلاف پيدا مي کند، هميشه مطابق با سال شمسي قرار دارد و آن را مي توان دقيق ترين تقويم جهان دانست ؛ ولي سالهاي کبيسه در تقويم جلالي ، ثابت نيستند و کبيسه کردن موقوف به نتايج رصد هر سال است.
زيست
• آلرژى فصلى
«آلرژى فصلى» يكى از شايع ترين اين نوع بيمارى هاست. آلرژى فصلى يا به عبارت دقيق تر التهاب بينى ناشى از آلرژى معمولاً در بهار و تابستان به وجود مى آيد و ناشى از گرده هاى گياهى است. اين بيمارى ناشى از استنشاق گرده هاى گياهى و نيز وارد شدن آن به چشم است. زمان بروز علائم بيمارى ممكن است از اوايل بهار تا اواخر تابستان بر حسب گرده گياهى كه به آن حساسيت داريد و زمان معين گرده افشانى آن گياه متفاوت باشد. معمولاً يك زمينه خانوادگى هم در مبتلايان وجود دارد.
علائم اصلى بيمارى حملات مكرر عطسه، آبريزش بينى، خارش و آبريزش چشم ها، احساس خارش در گلو، سقف دهان و گوش ها، كاهش تمركز و احساس ناخوشى كلى است.براى درمان علائم از قرص هاى آنتى هيستامين و اسپرى هاى ضدالتهابى بينى استفاده مى شود. اسپرى ها يا قطره هاى بينى ضد التهاب، با كاهش تورم پوشش درون بينى گرفتگى بينى را برطرف مى كنند.اسپرى ها يا قطره هاى بينى ضدآلرژى با پوشش بينى و چشم مانع اثر عامل آلرژى زا مى شوند.قرص يا اسپرى هاى ضداحتقان اگر گرفتگى بينى باعث ناراحتى چندانى نشود، خيلى مفيد نيستند.
به تازگى يك قطره چشمى با نام «اولا پاتيدين» وارد بازار شده است كه با جلوگيرى از آزاد شدن موادى كه در بدن علائم حساسيت را به وجود مى آورند، مى تواند در موارد حساسيت چشمى بسيار موثر باشد؛ اين قطره دو بار در روز مصرف مى شود.
اگر به رغم اين درمان ها علائم شديد حساسيت در فرد باقى بماند، بايد به روش خاصى نسبت به گرده گياهى عامل بيمارى، حساسيت زدايى انجام شود. در اين روش مقادير كمى از آن گرده گياهى در طول يك دوره سه ساله به فرد تزريق مى شود تا فرد نسبت آن تحمل پيدا كند و آلرژى درمان شود.
غير از اين درمان ها، مى توانيد خودتان كارهايى را انجام دهيد تا از شدت ناراحتى تان كاسته شود. در صورتى كه مى دانيد به چه گرده گياهى حساس هستيد سعى كنيد در فصل گرده افشانى آن گياه از رفتن به محل هاى رويش آن گياه خوددارى كنيد. از عينك هاى آفتابى براى جلوگيرى از وارد شدن گرده ها به چشم هايتان استفاده كنيد. داخل بينى تان را با سرم نمكى (نرمال سالين) شست وشو دهيد يا اندكى وازلين داخل بينى تان بماليد. اگر در محل زندگى تان گرده هاى گياهى در فضا پراكنده مى شوند درها و پنجره هاى اتاق خوابتان را در وسط صبح (حدود ساعت ۱۰) و ابتداى غروب (حدود ساعت ۷) بسته نگه داريد چرا كه معمولاً در اين ساعت ها اوج گرده افشانى گياهى صورت مى گيرد. از رفتن به پارك ها يا مزارع به خصوص به سمت غروب خوددارى كنيد. براى تعيين كردن اينكه به كدام گرده هاى گياهى حساسيت داريد مى توانيد به يك كلينيك آلرژى مراجعه كنيد.
با تزريق مواد آلرژى زاى مختلف به زيرپوست تان و مشاهده واكنش حاصل مى توان نوع ماده آلرژى زا را تعيين كرد.ضمناً توجه داشته باشيد كه افراد داراى آلرژى به گرده هاى گياهى ممكن است همزمان به ميوه ها و سبزيجات خاص و نيز به بعضى آجيل ها و مغز هاى خوراكى هم حساسيت داشته باشند.
• اگزما
«اگزما» يك بيمارى حساسيتى ديگر است كه پوست را گرفتار مى كند. شايع ترين اگزما ها شامل دو بيمارى التهاب پوستى ناشى از حساسيت و التهاب پوستى ناشى از تماس هستند.التهاب پوستى ناشى از حساسيت كه اگزماى حساسيتى يا اگزماى كودكان هم ناميده مى شود بيشتر در افرادى كه داراى پوست خشك هستند به وجود مى آيد و مواد آلرژ ى زاى متفاوتى اين نوع اگزما را ايجاد مى كنند. اين بيمارى معمولاً از سنين كودكى شروع مى شود و سابقه خانوادگى دارد.از علل احتمالى اگزماى حساسيتى، يكى آلرژى غذايى است كه مهم ترين عامل در كودكان كم سن است. در كودكان مبتلا به اگزما معمولاً خوردن شير گاو يا تخم مر غ علائم را بدتر مى كند. در كودكان بزرگ تر و بزرگسالان گرد و غبار خانه و همچنين حساسيت به گربه و سگ هم ممكن است در بيمارى دخيل باشد بالاخره برخى از ميكروب ها مثل «ميكروب استافيلوكوك» ممكن است باعث شيوع ناگهانى اگزماى شديد شوند.
التهاب پوستى ناشى از تماس معمولاً تنها بزرگسالان را گرفتار مى كند. در اين بيمارى پوست به تماس با يك ماده شيميايى واكنش نشان مى دهد. تماس با يك ماده شيميايى ممكن است به علت حساسيتى كه فرد به آن دارد باعث التهاب پوست شود يا اينكه آن ماده شيميايى مثلاً مايع ظرفشويى چربى طبيعى پوست را از بين ببرد و باعث خشكى، قرمزى، ترك خوردن و خارش پوست شود.اگزما بيمارى بسيار شايعى است. از هر ۱۲ نفر بزرگسال يك نفر و از هر ۸ كودك يك نفر آنها در زمانى از عمرشان دچار اگزما مى شوند.شايع ترين مواد شيميايى كه باعث التهاب پوست تماسى ناشى از آلرژى مى شوند اينها هستند.
•نيكل كه در جواهرات يا در زيپ، دكمه، قلاب يا قزن لباس ها وجود دارد.
•لاستيك و مواد مصنوعى مثل سيمان، حلال ها و چسب ها.
•بعضى از اجزاى مواد آرايشى، رنگ موها و عطر ها.
شايع ترين موادى كه باعث التهاب پوستى ناشى از تماس مى شوند اينها هستند:
•صابون، مواد پاك كننده و نرم كننده هاى پارچه
•شامپو ها
•مواد ضدعفونى كننده و سفيد كننده
علامت اصلى اگزما در بزرگسالان خشكى، خارش، التهاب پوست و پوسته ريزى آن است. در كودكان ممكن است پوست مرطوب و ترشح كننده باشد و بعد با اضافه شدن ميكروب ها زردزخم به وجود آيد.
وسعت و شدت بيمارى در افراد مختلف متفاوت است و ممكن است به صورت قرمزى و خارش يك منطقه كوچك در بدن باشد يا نواحى وسيعى از بدن ملتهب شود و خارش تحمل ناپذيرى به وجود آورد. جاى تعجب نيست كه افراد مبتلا به اگزماى شديد دچار افسردگى، كاهش عزت نفس يا مشكلات تحصيلى و كارى مى شوند.افراد مبتلا به اگزما در عين حال به تبخال و زگيل _ دو بيمارى ويروسى پوست _ حساس تر از افراد عادى هستند.نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه متاسفانه بيش از نيمى از كودكان كه اگزماى گسترده ناشى از آلرژى دارند با افزايش سن و بهبود اگزما دچار آسم مى شوند.
در موارد التهاب پوست ناشى از تماس بايد سعى كنيد عامل تحريك كننده را پيدا كنيد و از تماس پوستى با آن اجتناب كنيد. در كلينيك هاى آلرژى نيز تست هايى به صورت مشمع هاى پوستى براى كشف عامل بيمارى وجود دارد. اگر مبتلا به اگزماى ناشى از حساسيت باشيد با مراجعه به متخصص آلرژى و انجام تست هاى خاص براى مواد آلرژى زاى غذايى يا تنفسى، عامل حساسيت زا مشخص مى شود تا بتوان اقدامات عملى براى اجتناب از آن انجام داد.درمان «التهاب پوستى ناشى از تماس» اجتناب كامل از ماده محرك و درمان قرمزى و دانه هاى پوستى موجود با پماد هاى كورتونى ضعيف و نرم كننده هاى وازلينى است.درمان اگزماى حساسيتى اندكى مشكل تر است و ممكن است مجموعه اى از درمان ها را لازم داشته باشد. در اين موارد مقادير دلبخواهى از نرم كننده هاى پوستى مثل كرم ها، پماد ها و لوسيون هاى مرطوب كننده و روغن هاى حمام را بايد مرتباً روى پوست ماليد تا پوست نرم و مرطوب شوند.
در هنگام شدت گرفتن علائم مى توان از كرم هاى كورتونى براى كاهش دادن التهاب استفاده كرد. براى رفع خارش ممكن است قرص هاى آنتى هيستامين براى شما تجويز شود كه با توجه به اين كه قرص تا حدى خواب آلودگى ايجاد مى كند خواب شب را براى شما راحت تر مى كند.پزشك در موارد بسيار شديد ممكن است براى مدت كوتاهى قرص هاى خوراكى كورتون را تجويز كند. در صورت عفونت در محل اگزما و ايجاد زرد زخم و بدتر شدن اگزما ناشى از ميكروب استافيلوكوك ممكن است مصرف آنتى بيوتيك ضرورت پيدا كند.باند هاى مرطوب كه به طور آماده شده در دارو خانه ها به فروش مى رسد به خصوص در مورد كودكان ممكن است كمك كننده باشد. در اين موارد پس از ماليدن كرم نرم كننده يا كورتونى با باند هاى مرطوب محل را پانسمان مى كنيد، به اين ترتيب هم جذب كرم ها بهتر مى شود هم خارش تسكين مى يابد و هم از خاراندن پوست توسط كودك جلوگيرى مى شود.
از دارو هاى گياهى مختلفى هم براى درمان اگزما استفاده شده است كه تاثير آنها در افراد مختلف فرق مى كند. ضمناً بايد توجه داشته باشيد كه هر «داروى گياهى» يا «طبيعى» ضرورتاً بى خطر نيست و بايد در مورد استفاده از آنها با پزشك تان مشورت كنيد.
به تازگى چند كرم غير كورتونى وارد بازار دارويى شده اند كه در عين آنكه عوارض دارو هاى كورتونى را ندارند، به نظر مى رسد در درمان اگزماها در مناطق حساس پوست مثل صورت بسيار موثر باشند. از جمله آنها كرم هاى «تاكروليموس» و «پيمكروليموس» را مى توان نام برد كه با تنظيم دستگاه ايمنى بدن اگزما را درمان مى كنند.با انجام بعضى از كارهاى ساده مى توانيد علائم اگزماى حساسيتى را تشكيل دهيد:
• حمام آب ولرم بگيريد و از مواد نرم كننده استفاده كنيد، ولى حمام خود را طولانى نكنيد. با ملايمت با حوله پوست تان را خشك كنيد، اما هرگز قسمت هايى از پوست كه مبتلا به اگزما است را با ماليدن حوله روى آنها خشك نكنيد.
• از استفاده صابون و مواد پاك كننده و شامپو روى پوست مبتلا اجتناب كنيد _ به جاى صابون از كرم هاى مرطوب كننده و آبدار استفاده كنيد.
• لباس هاى زير يا ساير لباس هايى را كه با پوست تماس دارند از جنس كتان انتخاب كنيد. از پارچه هاى پشمى يا پلى استر پرهيز كنيد.
• لباس هاى تنگ نپوشيد.
• ناخن هايتان را كوتاه كنيد و هيچ گاه پوست مبتلا را نخارانيد.
• ورزش هايى را كه باعث تعريق زياد مى شوند كنار بگذاريد.
• سعى كنيد آرامش خود را حفظ كنيد. استرس باعث بدتر شدن اگزما مى شود.
براى پيشگيرى از اگزماى پوستى بهترين راه استفاده مكرر از نرم كننده هاى پوستى است كه بهتر است پس از حمام روى پوست ماليده شوند.
• آسم
«آسم» شكل تنفسى آلرژى است. آسم راه هاى هوايى كوچك داخل ريه ها را گرفتار مى كند كه هوا را به ريه ها وارد و از آن خارج مى كند. راه هاى هوايى ريه در آسم ملتهب، متورم و باريك مى شوند و مقدار زيادى خلط در آنها جمع مى شود.در مورد آسم هم مانند بسيارى از آلرژى هاى ديگر سابقه ابتلاى خانوادگى وجود دارد. يك عامل ديگر كه در ابتلاى كودكان به آسم موثر دانسته شده است سيگار كشيدن مادر در دوران باردارى يا در زمان شيردهى با پستان است.يكى از شايع ترين عوامل مستعد كننده به آسم، آلرژى به حشرات بسيار ريزى است كه با چشم ديده نمى شوند و در گرد و غبار همه خانه ها وجود دارند و به آنها هيوه يا مايت مى گويند. همچنين هاگ كپك ها، گرده هاى گياهى و حيوانات خانگى و گاهى آلرژى غذايى زمينه ساز آسم مى شوند.
عوامل تحريك كننده حمله آسم اينها هستند:
• عفونت هاى ويروسى مانند سرماخوردگى و آنفلوآنزا.
• سيگار كشيدن در خانه.
•بعضى از ورزش ها مانند دويدن.
•قرار گرفتن در معرض هواى سرد.
•دارو هايى كه حاوى آسپرين باشند.
•نوشابه هايى كه حاوى دى اكسيد سولفور باشند.
علائم اصلى آسم سرفه، خس خس سينه، تنگ تنفسى و احساس سنگينى روى قفسه سينه است.دو دسته درمان اصلى براى آسم وجود دارد. يكى درمان هاى تسكين دهنده و ديگرى درمان هاى پيشگيرى كننده. دارو هاى ضد آسم معمولاً از طريق دستگاه هاى مختلفى مصرف مى شوند كه به بيمار امكان مى دهند با نفس كشيدن دارو را از دهان وارد ريه ها كند. اگر به اسپرى هاى ضد آسم محفظه هاى پلاستيكى مخصوصى كه در داروخانه ها موجودند را اضافه كنيد، ميزان دارويى كه وارد ريه ها مى شود زياد و در نتيجه تاثير آن بيشتر مى شود.داروهاى تسكين دهنده آسم، گشاد كننده هاى مجراى هوايى ناميده مى شوند. اين دارو ها با شل كردن عضلات اطراف راه هاى هوايى در ريه ها باعث گشاد شدن آنها و راحتى تنفس مى شوند. اين دارو ها را كه معمولاً به صورت اسپرى هاى مخصوص هستند براساس دستور پزشك بايد استفاده كرد. قبل از تحرك بدنى يا ورزش بهتر است از اسپرى خود استفاده كنيد تا ضمن ورزش دچار تنگى نفس نشويد.
دارو هاى پيشگيرى كننده آسم معمولاً به صورت اسپرى هاى كورتونى ملايم هستند كه التهاب درون راه هاى هوايى و حساسيت آنها را كاهش مى دهند. بنابراين احتمال واكنش بدن نسبت به ماده محرك را كم مى كنند. چون مدت اثر اين دارو ها محدود است بايد به طور مرتب مطابق دستور پزشك استفاده شوند. در بسيارى از موارد تركيبى از دارو هاى پيشگيرى كننده و تسكين دهنده طولانى اثر به خصوص در موارد شديد آسم مورد استفاده قرار مى گيرد. مثلاً تركيبى از داروى تسكين دهنده سالبوتامول و داروى پيشگيرى كننده بكلومتازون.در موارد بسيار شديد آسم ممكن است دوره كوتاهى از قرص كورتونى خوراكى توسط دكتر توصيه شود تا التهاب راه هاى هوايى كاهش يابد.
دارو هاى خوراكى تئوفيلين و آمينوفيلين كه زمانى از جمله پرمصرف ترين دارو ها براى درمان آسم بودند، امروزه ندرتاً به كار مى روند چرا كه عوارض جانبى ناخوشايندى دارند و دارو هاى بهترى در دسترس است.
يك گروه دارويى جديد كه به خصوص در مورد آسم ناشى از حساسيت به آسپرين و افراد مبتلا به حملات مكرر آسم مفيد هستند، گروه «آنتاگونيست هاى لوكوترين ها» هستند كه به صورت خوراكى مصرف مى شوند.برخلاف تصور عموم، تمرين هاى تنفسى يا فيزيوتراپى تنفسى براى آسم مفيد نيستند.تاثير داروهاى ضدآسم بر روى شما ممكن است در طول زمان كم شوند و لازم باشد با مراجعه به پزشك نوع يا مقدار مصرف آنها را تغيير داد. علايم زير از اين لحاظ هشداردهنده هستند.
• در مواردى كه دستگاه مخصوصى حداكثر جريان هوا را در ريه هاى شما اندازه گيرى مى كند و مى توان از فروشگاه هاى لوازم پزشكى انواع مورد مصرف خانگى آنها را خريد، نشان مى دهد كه هواى كمترى وارد ريه هاى شما مى شود.
•در صورتى كه مجبور شويد اسپرى ضدآسم خود را در دفعات بيشتر از معمول استفاده كنيد.
•اگر شب ها با تنگى نفس از خواب بيدار شويد.
•اگر نتوانيد فعاليت هاى روزمره تان را انجام دهيد.
•اگر به بيمارى برخورد كرديد كه دچار حمله آسم شده است، آرامش خود را حفظ كنيد. مطمئن شويد كه او از اسپرى خودش استفاده كرده است. به حرف هاى او توجه كنيد، به او اطمينان دهيد و او را ترغيب كنيد كه تنفس هاى آرام و عميق انجام دهد. اگر دستگاه اندازه گيرى جريان هواى تنفسى موجود است وضعيت بيمار را به كمك آن بررسى كنيد. اگر پس از ۱۰ دقيقه از مصرف اسپرى تسكين دهنده آسم تاثيرى مشاهده نشد يا دستگاه اندازه گيرى جريان هواى تنفسى كمتر از ۵۰ درصد از مقدار مورد انتظار را نشان داد بايد فوراً پزشك و آمبولانس خبر كنيد. همچنين اگر حال بيمار رو به وخامت رفت و قادر به صحبت كردن نبود بايد فوراً به اورژانس اطلاع داد.براى پيشگيرى از حمله آسم بايد داروى پيشگيرى كننده را مرتباً استفاده كرد و از عوامل محرك اجتناب كرد.
خود بيمار مى تواند با دستگاه اندازه گيرى جريان هواى تنفسى وضعيت خود را تحت نظارت داشته باشد. اگر آسم ناشى از آلرژى به ماده خاصى باشد، بايد اين ماده را از راه تست هاى خاص يافت و از آن پرهيز كرد.به ياد داشته باشيد حتى در صورتى كه دچار حملات روزمره آسم نمى شويد بايد استفاده از داروى پيشگيرى كننده را ادامه دهيد، نبايد منتظر وخيم شدن بيمارى ماند و آنگاه از داروها استفاده كرد.
•آلژرى نسبت به سم زنبور
واكنش هاى آلرژى نسبت به نيش زنبور بسيار شايع است. خطرناك ترين و عمده ترين عامل آلرژى، نيش زنبورهاى وحشى است و آلرژى نسبت به زنبور عسل كه بيشتر در ميان زنبورداران ديده مى شود در رده دوم قرار مى گيرد.براى بروز آلرژى لازم است فرد يك بار به وسيله زنبور وحشى يا زنبور عسل گزيده شود، و سپس حداكثر تا ۶ هفته وقت مى گيرد تا حساسيت به وجود آيد. بنابراين در اولين گزش آلرژى رخ نمى دهد. زنبورهاى وحشى مى توانند چندبار انسان را بگزند، در حالى كه زنبورهاى عسل هنگام نيش زدن، نيش خود را در پوست به جاى مى گذارند و بلافاصله مى ميرند.
در اغلب موارد نيش زدن زنبور باعث تورم و درد در محل به خاطر يك واكنش سمى غيرحساسيتى به زهر زنبور مى شود. واكنش هاى حساسيتى به نيش زنبور ممكن است خفيف باشد و با درد و قرمزى موضعى پوست همراه باشد. در عين حال ممكن است واكنشى عمومى تر به همراه تورم، كهير و قرمزى باشد كه دو مفصل را در برمى گيرد.در موارد شديدتر ممكن است كل بدن دچار تورم شود، تورم عروقى منتشر، اشكال تنفس و آنافيلاكسى شديد با شوك و سقوط فشار خون به وجود مى آيد.واكنش آلرژى نسبت به سم زنبور در طول ده دقيقه پس از گزيده شدن به وجود مى آيد.
واكنش هاى شديد حساسيتى تهديد كننده حيات در افراد داراى آلرژى شديد، در افراد مسن، در افرادمبتلا به بيمارى هاى قلبى و عروقى و در موارد گزش هاى متعدد ممكن است روى دهد.در موارد واكنش هاى خفيف به سم زنبور تنها مصرف قرص هاى آنتى هيستامين كافى است، در حالى كه در موارد واكنش هاى شديدتر يا آنافيلاكسى ممكن است احياى بيمار به تزريق آدرنالين، آنتى هيستامين، قرص هاى خوراكى كورتون و تزريق سرم نياز داشته باشد.همه افرادى كه به نيش زنبور آلرژى دارند بايد دستبندهاى هشدار پزشكى (كه وجود حساسيت بر روى آن ثبت شده است) و نيز يك سرنگ خودكار تزريق آدرنالين همراه داشته باشند.با استفاده تست خراش پوستى مى توان آلرژى فرد به سم زنبور وحشى يا عسل را تشخيص داد. متأسفانه اين تست به اندازه تست ها براى مواد آلرژى زاى تنفسى دقيق نيست.براى پيشگيرى از آلرژى به سم زنبور نكات زير را رعايت كنيد:
• در تابستان ها از محل هايى كه زنبورهاى وحشى در آنها فراوانند، به خصوص محل هاى پيك نيك، آشغالدانى ها و مكان هاى صرف غذا دورى كنيد.
• در بيرون از خانه از نوشيدن مايعات شيرين و چسبناك خوددارى كنيد.
• اگر زنبورى به شما نزديك مى شود، وحشت زده نشويد، به جاى اين كه بى حركت بايستيد يا به آرامى از او دور شويد، با زدن ضربه اى او را بكشيد.
• هرگز پس از نيش زنبور ورزش نكنيد يا حمام داغ نگيريد چرا كه ممكن است واكنش به سم زنبور تشديد شود. اگر به كسى برخورديد كه دچار آلرژى شديد (آنافيلاكسى) شده است، فوراً كمك خبر كنيد، احياى قلبى و ريوى انجام دهيد و در صورت امكان به او آدرنالين تزريق كنيد.
روش هاى حساسيت زدايى از آلرژى نسبت به سم زنبور بسيار مؤثر هستند. در اين روش درمانى تزريق هايى براى حساسيت زدايى در يك دوره ۳ تا ۵ ساله انجام مى شود كه معمولاً به بهبودى كامل آلرژى منجر خواهد شد. اين درمان بايد تنها در كلينيك هاى تخصصى آلرژى انجام شود چرا كه ممكن است واكنش هاى شديدى در هنگام تزريق به وجود آيد.
• آنافيلاكسى (آلرژى شديد و عمومى)
آنافيلاكسى يا شوك آنافيلاكسى، يك واكنش ناگهانى و خطرناك آلرژى است كه همه بدن را در بر مى گيرد. درمان فورى اين عارضه ضرورى است وگرنه ممكن است بيمار به علت اختلال گردش خون و قلب بميرد.در حال حاضر دقيقاً معلوم نيست كه چرا عده اى از افراد به آنافيلاكسى دچار مى شوند، اما آنافيلاكسى معمولاً در افرادى رخ مى دهد كه سابقه آلرژى دارند.
گردو، بادام، فندق و ساير ميوه هاى داراى مغزخوراكى، خوراكى هايى هستند كه بيش از همه در افراد مستعد ممكن است آنافيلاكسى ايجاد كنند.همچنين ماهى، صدف، تخم مرغ و لبنيات نيز ممكن است آلرژى هاى شديد به وجود آورند. در افراد حساس حتى خوردن مقدار اندكى از اين غذاها ممكن است به آنافيلاكسى منجر شود.آلرژى به نيش زنبور و نيز آلرژى به داروهايى مثل آنتى بيوتيك ها ممكن است آنافيلاكسى ايجاد كند.آنافيلاكسى مجموعه اى از علائم ايجاد مى كند كه در تركيب با هم به يك واكنش شديد حساسيتى عمومى همراه با اشكال تنفسى و كاهش فشار خون منتهى مى شود.واكنش اوليه تورم و خارش در محل ورود ماده آلرژى زا به بدن است.
براى مثال در آلرژى غذايى، دهان و گلو دچار تورم و خارش مى شود يا در حساسيت به سم زنبور محل گزيدگى به شدت تورم پيدا مى كند و خارش شديدى به وجود مى آيد.سپس به سرعت دانه هاى پوستى خارش دارى سراسر بدن را مى پوشاند. صورت و بافت هاى نرم از جمله مخاط راه هاى هوايى متورم مى شوند و فرد اشكال تنفسى پيدا مى كند.بيمار به شدت هيجان زده است و احساس مى كند كه «دارد مى ميرد»، فشار خون شروع به پايين آمدن مى كند و فرد هوشيارى خود را از دست مى دهد.اين علائم به سرعت و در طول چند دقيقه پس از تماس با ماده حساسيت زا ظاهر خواهند شد.آنافيلاكسى بايد به فوريت درمان شود زيرا انسداد مجارى تنفسى و افت فشار خون به سرعت رخ مى دهد. درمان اورژانس شامل تزريق داروى آدرنالين است كه فشار خون را بالا مى برد، اختلال تنفسى را برطرف مى كند و تورم را كاهش مى دهد، بيمار در اين صورت معمولاً به سرعت بهبود مى يابد.در هر حال مبتلايان به آنافيلاكسى بايد براى بررسى بيشتر به بيمارستان برده شوند، زيرا هنگامى كه اثر آدرنالين تمام مى شود ممكن است درمان هاى بيشترى از جمله آنتى هيستامين ها، داروهاى كورتونى و گاهى اكسيژن و تزريق سرم لازم باشد.در برخورد با بيمار دچار آنافيلاكسى نكات زير را رعايت كنيد:
• اگر شخص هوشيار است و مشكل تنفس دارد، به او كمك كنيد بنشيند. اگر بيمار به علت كاهش فشار خون دچار شوك شده است، بهتر است دراز بكشد و پاهايش بالا برده شوند.
•اگر شخص به هوش نيست وضع تنفس او را ارزيابى كنيد و او را به پهلو بخوابانيد.
• اگر مطمئن هستيد كه او به علت حساسيت دچار آنافيلاكسى شده است، ببينيد كه سرنگ آدرنالين در دسترس هست يا نه. در صورت لزوم به بيمار در تزريق آن به داخل عضله ران كمك كنيد.
• فوراً اورژانس را خبر كنيد تا بيمار به بيمارستان منتقل شود.
براى پيشگيرى از آنافيلاكسى، در صورتى كه حساسيت شديد در ماده اى در شما تشخيص داده شده است، هميشه بايد سرنگ خودكار تزريق آدرنالين و نيز ساير داروهاى تجويز شده را به همراه داشته باشيد. همچنين بايد به اطرافيان، همكاران و بستگان خود اطلاعات لازم در مورد بيمارى خود و نحوه درمان آن را بدهيد. اطمينان حاصل كنيد كه تاريخ مصرف داروهايتان نگذشته باشد و يك دستبند يا گردنبند هشدار پزشكى بپوشيد كه بيمارى شما روى آن ثبت شده باشد.
• واكنش هاى نابجا نسبت به غذاها
آلرژى به غذاها حوزه پيچيده اى در پزشكى را تشكيل مى دهد و تا ۲۰ درصد افراد نسبت به غذا واكنش نامناسب نشان مى دهند و ادعا مى كنند كه به غذا آلرژى دارند. واكنش نسبت به غذاها را در چند گروه مى توان قرار داد:
۱- آلرژى واقعى غذايى
آلرژى واقعى به غذا ناشى از علل مختلفى است:در كودكان و نوزادان غذاهاى شايع آلرژى ا شامل پروتئين شير گاو، سفيده تخم مرغ، گندم، سويا، ماهى هاى روغنى و بادام زمينى هستند در بزرگسالان ميوه هاى مغزدار مختلف مثل پسته، گردو، بادام زمينى و ميوه هايى مثل هلو، سيب، توت فرنگى، مركبات، سبزيجاتى مانند كرفس، گوجه فرنگى، پياز، سير و جعفرى ممكن است حساسيت ايجاد كنند. غذاهاى دريايى مانند ماهى، خرچنگ، ميگو و... نيز ممكن است آلرژى به وجود آورند.علائم حساسيت به غذا به شكل ظاهر شدن سريع خارش، دانه هاى پوستى در سراسر بدن، تورم بدن، اشكال تنفس و نهايتاً بيهوشى است كه پس از مصرف مقدار اندكى از غذاى مربوط به وجود مى آيد.بعضى از افراد ممكن است كه پس از مصرف غذايى كه به آن حساسيت دارند، دچار خارش موضعى دهان و گلو شوند.غير از واكنش سريع به غذاى آلرژى زا ممكن است به طور ديررس نسبت به غذا واكنش هايى بروز كند و اين امر ممكن است اساس اگزماى كودكان باشد. بيمارى سلياك در كودكان در نتيجه حساسيت تأخيرى نسبت به ماده گلوتن در گندم به وجود مى آيد؛ در نتيجه مخاط ها آسيب مى بيند و اسهال، نفخ و كم خونى به علت سوء تغذيه به وجود مى آيد.
۲- عدم تحمل غذايى
عدم تحمل غذايى ممكن است به علت فقدان آنزيم هاى خاص گوارشى مثلاً لاكتاز در عدم تحمل به لاكتوز موجود در شير كه عارضه اى بسيار شايع است، هيستامين- يك ماده شيميايى كه در بدن هم توليد مى شود و عامل ايجاد علائم مربوط به حساسيت است- به طور طبيعى در مواد غذايى موجود است و ممكن است بيش از حد سريع تر از غذاى مصرفى جذب شود و باعث ايجاد علائمى شبيه آلرژى شود.بالاخره واكنش هايى نسبت به مواد نگهدارنده و مواد اضافه شونده به غذاها مثل سولفيت ها، بنزوات ها، ساليسيلات ها، مونوسديم گلوتامات كافئين، آسپارتات و تارترازين در افراد رخ دهد. علائم ناشى از عدم تحمل غذايى معمولاً شروع كندترى دارد و به دستگاه ايمنى ارتباطى ندارد و معمولاً تهديدكننده حيات نيست، معمولاً واكنش بسته به ميزان غذاى خورده شده دارد. مقادير كم غذاى محرك تحمل مى شوند، اما مقادير بيشتر آن باعث واكنش هايى مثل دانه هاى پوستى، گرگرفتگى، دردشكمى، استفراغ، اسهال و تپش قلب مى شود. نبود آنزيم خاصى در بدن ممكن است به توليد مواد واسطه سمى مثل هيستامين منتهى شود كه علائم آلرژى را تقليد مى كنند. اين واكنش ها را آلرژى كاذب مى گويند.
۳- مسموميت غذايى
سموم ممكن است به طور طبيعى در غذاهايى مثل قارچ ها و سيب زمينى (لايه سبزرنگ روى سيب زمينى) وجود داشته باشد. رشد باكترى در ماهى در حال فساد با ترشح سم باعث مسموميت مى شود. اين واكنش ها در هر فردى كه غذاى حاوى سم را بخورد روى مى دهد و شامل عدم تحمل گوارشى يا واكنش ايمنى نيست.
۴- بيزارى از غذا
افراد مبتلا به بيزارى غذايى بدون اساس منطقى به خودشان قبولانده اند كه نسبت به غذاى معينى آلرژى دارند و اگر آن غذا به آنها داده شود استفراغ خواهند كرد. اگر آن ماده غذايى خاص در درون يك خوراك پنهان شده باشد هيچ اثر ناراحت كننده اى مشاهده نمى شود. واكنش اين افراد كاملاً پايه روانى دارد و متقاعد كردن آنها در مورد اين كه آلرژى ندارند بسيار مشكل است.تشخيص آلرژى غذايى را مى توان از طريق تست خراش پوستى (Skin Prick Test) به مواد غذايى گوناگون و نيز به وسيله تست RAST تشخيص داد. تست پوستى به وسيله عصاره تازه غذا دقيق تر است.
در صورتى كه اين آزمايش ها جواب دقيقى ندهند، مى توان آزمون «رژيم غذايى محذوف» را اجرا كرد. در اين روش شخص تنها غذايى را كه احتمال آلرژى آن بسيار كم است مثل گوشت گوسفند، برنج،گلابى و سيب زمينى شيرين مى خورد. هنگامى كه علائم آلرژى فروكش كرد، به تدريج هرچند وقت يك بار مواد غذايى مشكوك وارد رژيم غذايى مى شود. اين تست بايد تحت نظارت يك متخصص رژيم غذايى صورت گيرد براى اين كه كودك به علت رژيم غذايى محدود دچار سوء تغذيه نشود.تشخيص عدم تحمل به غذا بسيار مشكلتر است، چرا كه آزمون پوستى براى آن وجود ندارد. ماده غذايى مظنون بايد از رژيم غذايى حذف شود و بهبود بالينى احتمالاً به وسيله متخصص مربوط ارزيابى شود. پس از كشف يك ماده غذايى خاص، مى توان با وارد كردن دوباره آن به رژيم غذايى براى مدتى كوتاه و ظهور مجدد علائم از تشخيص مطمئن شد.براى پيشگيرى از ايجاد آلرژى در كودكان توصيه مى شود كه مادران باردار از كشيدن سيگار و خوردن غذاهاى آلرژى زا در نيمه آخر باردارى خوددارى كنند. مادر بايد پس از تولد كودك تا شش ماهگى تنها او را با شير مادر تغذيه كند و پس از آن از دادن غذاهاى آلرژى زا به او پرهيز كند.
در صورت مصرف شيرخشك بايد مسئله احتمال آلرژى به پروتئين هاى آن در نظر باشد. غذاهاى جامد را از شش ماهگى به بعد به كودك بدهيد و غذاهاى ابتدايى را به موادى مثل گوشت گوسفند، مرغ، برنج، سيب زمينى شيرين، هويج و گلابى منحصر كنيد. از دادن شير گاو، سفيده تخم مرغ، گندم، ماهى، سويا و مركبات تا پايان سال اول زندگى كودك خوددارى كنيد و بادام زمينى، پسته، گردو... را تنها در سه سالگى به كودك بدهيد.بايد بر روى برچسب هاى غذايى به خصوص در مورد غذاى پردازش شده يا كنسرو شده اجزاى تشكيل دهنده آنها ثبت شود. از غذاهايى كه حاوى مواد نگهدارنده يا اضافه شونده هستند، حتى الامكان دورى كنيد.در صورتى كه ماده غذايى عامل آلرژى مشخص شود، مؤثرترين پيشگيرى حذف آن ماده از رژيم غذايى است. در صورتى كه اين امر به طور كامل ممكن نباشد، استفاده از داروى خوراكى «كروموگليكات سديم» ممكن است نتيجه بخش باشد.
• آلرژى دارويى
در مجموع حدود ۱۵ درصد افراد واكنش هاى نابجا به داروها را گزارش مى كنند اما تنها ۵ درصد آنها واقعاً به دارو آلرژى دارند و در ميان اين افراد تنها ۱/۰ درصد آلرژى كشنده دارند.واكنش آلرژى به داروها به صورت زير ممكن است رخ دهد:
۱- آلرژى هايى كه به دارو مرتبط نيست بلكه به طور اتفاقى همزمان با مصرف دارو بروز مى كنند براى مثال تهوع يا دانه هاى پوستى به علت خود بيمارى و نه داروى مصرفى.
۲- اثرات سمى ناشى از مصرف بيش از حد مجاز دارو يا واكنش هاى ناشى از واكنش متقابل دارو با ساير داروهايى كه بيمار همزمان مصرف مى كند.
۳- بالاخره واكنش هاى آلرژى واقعى بر واكنش هاى نابجايى كه به علت اثر دارو بر دستگاه ايمنى است.
علت آلرژى به دارو ممكن است به واكنش هاى مستقيم دستگاه ايمنى به صورت آنافيلاكسى باشد، چنانچه در مورد پنى سيلين، واكسن ها، انتقال خون انسولين و سرم هاى داخل وريدى ديده مى شود. داروهاى ديگر ممكن است باعث تحريك آزاد شدن هيستامين- ماده اى كه مسئول برخى از علائم آلرژى در بدن است- از طريق شيوه هاى غيرمرتبط به دستگاه ايمنى شوند و در اين موارد آزمون تشخيص هم وجود ندارند.داروهاى محركى كه از اين طريق عمل مى كنند از جمله آسپيرين و داروهاى ضد التهابى مشابه، مرفين و ساير مواد شبه افيونى، داروهاى بى حسى موضعى و برخى از مواد حاجب راديوگرافى است كه در داخل عروق تزريق مى شوند.از جمله داروهايى كه ممكن است باعث آلرژى دارويى شوند مى توان اين داروها را نام برد:
• آنتى بيوتيك ها مانند پنى سيلين، كوتريموكسازول، كلرامفنيكل و...
• داروهاى قلبى- عروقى مثل متيل دوپا، كاپتوپريل، آميودارون و...
• داروهاى بى حسى و بيهوشى مثل هالوتان و...
• مشتقات مرفينى مثل مرفين، پتيدين، كدئين و...
• داروهاى شبه آسپيرينى مثل ديكلوفناك، ايبوبروفن، ايندومتاسين و...
• داروهاى مختلف شيمى درمانى سرطان
• مواد ضدعفونى كننده مثل يديد و...
• واكسن ها از جمله واكسن كزاز و ديفترى
• مواد نگهدارنده موجود در داروها مثل پارابن ها و ...
• داروهاى ضدتشنج، داروهاى ضدسل، استرپتوكيناز، انسولين، آنزيم ها و لاتكس
علائم آلرژى به دارو ممكن است در طول يك ساعت پس از مصرف دارو ظاهر شود و شامل دانه هاى پوستى خارش دار مشابه بثورات پوستى سرخك يا كهير است. در شكل شديد آلرژى به دارو، ممكن است پوست به صورت گسترده اى تاول بزند (سندرم استونس _ جانسون). اين واكنش ممكن است به آلرژى شديد عمومى (آنافيلاكسى) ختم شود.همچنين واكنش هاى تاخيرى پس از مصرف دارو ممكن است به وجود آيد كه به صورت التهاب پوستى عمومى و صدمه به اندام هايى مانند كليه، كبد، ريه و سلول هاى خونى است.درمان آلرژى دارويى قطع فورى داروى مسئول و به دنبال تجويز داروهاى آنتى هيستامين است. در موارد آنافيلاكسى استفاده فورى از آدرنالين و داروهاى كورتونى ممكن است جان فرد را نجات دهد.
تنها از مورد آلرژى به بعضى داروها مانند پنى سيلين، آموكسى سيلين، سولفوناميد و سفالوسپورين مى توان به نحوى قابل اعتماد از آزمون RAST استفاده كرد. در مورد داروهاى ديگر در صورت شك داشتن به آلرژى بايد آزمون پوستى داخل درمى _ تزريق مقدار بسيار اندكى از دارو به داخل پوست _ و سپس تجويز دارو به فرد (challerge test) را در محيط بيمارستان انجام داد. در مورد بعضى از داروها تست پوستى به وسيله مشمع حاوى دارو وجود دارد. از جمله نئومايسين و نگهدارنده هاى پارابن براى پيشگيرى از آلرژى به دارو نكات زير را رعايت كنيد:
• در صورتى كه يكى از اعضاى خانواده به پنى سيلين يا آسپيرين حساس باشد همه اعضاى خانواده از لحاظ آلرژى به اين داروها بايد مورد بررسى قرار گيرند.
• در صورت آلرژى به پنى سيلين، مى توان آنتى بيوتيك اريترومايسين را جايگزين كرد و در صورت حساسيت به داروهاى ضدالتهابى و مسكن مانند ايبوبروفن از استامينوفن استفاده كنيد.
• از آنجايى كه واكنش آلرژى نسبت به هر دارويى حتى استامينوفن ممكن است رخ دهد، تنها هنگامى كه دارو به وسيله پزشك براى شما تجويز شده باشد و براى شما ضرورى باشد از آن استفاده كنيد.
• هيچ گاه از داروهاى فرد ديگر براى بيمارى خود استفاده نكنيد مگر اينكه پزشك اجازه اين كار را داده باشد و مطمئن باشيد كه خطرى برايتان وجود ندارد.
منبع: روزنامه شرق > BBC Health Guide
متفرقه
آریاها در عصر ودائی (کیانیان) دارای معتقدات ساده ای بودند. آنها بیشتر مظاهر طبیعت مانند خورشید، ماه، ستارگان آسمان و سپیده دمان را می پرستیدند و برای آنها قربانی می کردند. موجودات مفید و نورانی را دئوه ها (Duevas) یعنی عناصر درخشنده می نامیدند و یکی از خدایان بزرگشان میترا (خدای خورشید) بود. آنها معتقد بودند همزمان با نوروز میترا، خدای خورشید، از تخم کیهانیش متولد می شود و گیاهان و نباتات را زنده می کند.
راز گشائی اسطوره های نوروزی:
ريشه قداست هفت به بابل بر مي گردد؛ ولي بعدها در متون پهلوي رسوخ كرده است. اما ايرانيان زرتشتي هفته را محاسبه نمي كردند. آنها روزهاي هر ماه را اسم گذاشته بوند،مثل تقويم مصري، ماه سي روز بود و سي نام مشخص داشت كه به نام دادار هرمز يا »دي« بوده است. بعدها تقسيم بندي داخلي در ماه شد كه به هفته شبيه است، ولي هفته نيست. زرتشتي ها هفته نداشتند، مانوي ها و ديگراني كه زرتشتي نبودند هفته داشتند.
آيا ريشه هفته قديمي تر از تورات است؟
احتمالا تقسيم بندي هفته مربوط به سامي هاست ولي تقويم رسمي حكومتي در ايران، تقويم هفتگي نبوده. تقويم ماهيانه بوده با سي روز در ماه و يك پنج روز اضافه در سال. يعني 365 روز. البته كبيسه راهم حساب مي كردند ظاهرا دو تقويم يكي بدون كبيسه و ديگري با كبيسه داشتند.
ريشه اعداد سيزده و سي را كجا بايد جستجو كرد؟
عدد سي با نماد سي روز ارتباط دارد. مساله سيزده ظاهرا بايد يك رسم غير آريايي باشد كه ما نظيرش را در بين النهرين و بابل داريم. در آنجا با آداب خاصي 12 روز را به عنوان »اكي تو« جشن ميگرفتند و مجستمه هاي خدايان را تطهير مي كردند. روز سيزدهم را كه نشانگر آشفتگي پايان سال بوده كه آن را هم جشن مي گرفتند.
آيا در زمان هخامنشي نوروز به همين شكل برگزار مي شد؟
بله نوروز بسيار مفصل جشن گرفته مي شد و شايد يكي از كاربردهاي تخت جمشيد برگزاري جشن و آيين هاي نوروزي در آن بوده است.
جشن گرفتن نوروز از كي در ايران آغاز شده است؟
نوروز بايد جشني مربوط به قبل از آمدن آريايي ها باشد. با كشفيات جديد اين نكته بيشتر روشن شده كه در ايران و در اين سرزمين اقوامي زندگي مي كرند كه داراي فرهنگي خيلي قديمي و ريشه دار بودند. اين طور نيست كه ما نوروز را از بين النهرين قرض كرده باشيم، ولي آنچه سند و مدرك داريم از بين النهرين است. آنها پيش از ما وارد دوره تاريخي شده بودند و تاريخ داشتند. به هر حال دست كم از دو سه هزار سال قبل ايرانيان نوروز را جشن مي گرفته اند. احتمالا جشن نوروز با آيين هاي »ازدواج مقدس« بايد ارتباط داشته باشد. تصور مي شده كه الهه بزرگ يعني الهه مادر، شاه را براي شاهي انتخاب مي كرده و با او ازدواج مي كرده است. در واقع كاهنه اي به نيابت از الهه با شاه ازدواج ميكرد.
عمو نوروز و حاجي فيروز از كجا آمده اند؟ آيا داستان هاي فرعي اي هستند كه در طول زمان به نوروز اضافه شده اند؟
عمو نوروز و حاجي فيروز اصلا فرعي نيستند، خيلي هم اصلي اند. داستان عمو نوروز، داستاني عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زني است. آنها مي خواهند با هم ازدواج كنند. اين داستان مي تواند به آن ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط باشد. در واقع آن زن بي نام(سال) عاشق عمو نوروز است و آن الهه هم عاشق شاه است.
يعني عمو نوروز نماد شاه است؟
عمو نوروز نماد كسي است كه بركت مي دهد، حالا شاه يا هر كس ديگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است.
مي شود اين زن را با زمين هم هويت دانست؟
معمولا زن هميشه با زمين هم هويت است، جز در بعضي از اساطير مصري كه زمينش مذكر است، معمولا زن و زمين يكي هستند.
بقيه قصه عمو نوروز و حاجي فيروز چگونه است؟
الهه كه عاشق شاه است، او را انتخاب مي كند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمي گزيند. ديدار زن و عمو نوروز اتفاق نمي افتد. زن هيچوقت در زمان عمو نوروز بيدار نيست، آن قدر خانه را روفته و روبيده و كار كرده كه خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر، و اين سفر هميشه ادامه دارد. اما داستان حاجي فيروز بسيار جدي تر و مهم تر است. مرحوم مهرداد بهار حدس زده بود كه سياهي صورت حاجي فيروز بايد مربوط به بازگشت او از دنياي مردگان باشد. ظاهرا داستان از اين قرار است كه »ايشتر« كه همان الهه تموز است شاه –دوموزي- را برمي گزيند. يك روز الهه به زيرزمين مي رود و با ورود الهه به زيرزمين، در روي زمين باروري متوقف ميشود. نه ديگر درختي سبز مي شود و نه ديگر گياهي هست. خدايان كه از ايستايي جهان ناراحت بودند، براي پيدا كردن راه حل جلسه ميكنند و قرار ميشود كه نيمي از سال را »دوموزي« به زير زمين برود و نيم ديگر سال را خواهر دوموزي كه »گشتي ننه« نام دارد، به جاي برادر به زيرزمين برود. وقتي دوموزي به روي زمين مي آيد، بهار ميشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهرا و احتمالا به دليل آمدن اوست. وقتي دوموزي را به زيرزمين ميفرستند، لباس قرمز تنش ميكنند و دايره، دنبك، ساز و ني لبك دستش مي دهند و اين يعني خود حاجي فيروز. صورت سياهش هم مربوط به بازگشت از دنياي مردگان است و اين شادماني ها براي بازگشت دوموزي از زيرزمين است.
منبع:عيدانه
← صفحه بعد
نظرات ()
.